28 فروردین 1393
کاربر مهمان خوش آمدید
صفحه:   1
نمایش:   1 - 30
تعداد کل صفحه:   3
تعداد کل ارسال ها:   75

<<    <      >    >>
   صفحه:
1 2 3 
اولین رمان
admin2
تاریخ ارسال: 14 فروردین 1391 - 10:15 AM
مدیر سایت
موقعیت: تهران
تاریخ عضویت: 12 شهریور 1390

پیام های ارسالی: 1233
اعتبار: 175

2908 مرتبه در 877 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 846 مرتبه تشکر کرده است.

این بخش به درخواست کاربر آنا ایجاد می شود با محوریت دو موضوع:

اولین رمانی که از انتشارات علی به دست شما رسیده کدامین کتاب بوده و از چه نویسنده ای بوده است؟

و خاطره ای که از آن برای شما در ذهن نقش بسته چه بوده است؟

بالای صفحه
paradise
تاریخ ارسال: 19 فروردین 1391 - 4:02 PM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 24 شهریور 1390

پیام های ارسالی: 71
اعتبار: 27

528 مرتبه در 101 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 448 مرتبه تشکر کرده است.

سلام دوزجونا.دوباره اول....(شکلک بدجنسی).خب بزارین یه قصه براتون بگم.یکی بود یکی نبود.یه روز صبح بود که پردیس کوچولو امتحان داشت یه امتحان خیلی مهم که بخاطرش کلاس زبانش رو هم کنسل کرد.روزقبل ازامتحان پردیس کوچولو رفت مدرسه تا اینکه زنگ تفریح شد دوستش اومد بهش گفت پری کتاب غزال رو خوندی؟پردیس کوچولو گفت نه!دوستش کتاب رو داد بهش و گفت خیلی قشنگه!

پردیس کوشولو هم که معتاد کتاب بود کتاب رو هوازد و رفت خونه.رفت خونه یکواشکی مامان و بابا شروع کرد به خوندن.هرچی میخواست بره برای امتحان بخونه.شیطونه می گفت نه بشیین همین کتاب رو بخون.پردیس کوشولو ام کتاب رو تا اخر خوند و گفت به به چه کتاب قشنگیه.بعد چشمش افتاد به نشر کتاب که مال نشر علیه!.فردای اونروزم امتحانشو خراب کرد و کلی مامان دعواش کرد.بعد رفت توی اینترنت اسم نویسنده رو سرچ کرد دید نویسنده یه کتاب دیگه هم داره دانلودش کرد و نشست به خوندن انقدر خوند تا کامپیوتر بیچاره ترکید.دوباره مامان کلی دعواش کرد.اما پردیس کوشولو قصه ی ما از رو نرفت.رفت جفت کتابا رو خرید و دوباره نشست به خوندن.و از اونجا بود که شد مشتری نشر علی!خب فرزندان من قصه ی ما به سر کلاغه به خونش نرسید.امیدوارم از این قصه درس گرفته باشین و به جای درس خوندن بشینین رمان بخونین


زندگی باور میخواد ان هم از جنس امید.که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد یک امید قلبی به تو گوید که خدا هنوز هست!
بالای صفحه
گندم
تاریخ ارسال: 20 فروردین 1391 - 3:06 AM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 24 آبان 1390

پیام های ارسالی: 298
اعتبار: 210

2457 مرتبه در 397 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 4556 مرتبه تشکر کرده است.

سلام به همه

برای بار چهارم عارضم به خدمتتون که:

روز 24 اسفند ماه سال 88 ، کتاب غزال و در امتداد حسرت را به یه مناسبت خاص از همسر مهربونم هدیه گرفتم . که البته توسط همین دو کتاب با نشر علی  آشنا شدم

البته اولین رمانی که خوندم توییست داغم کن بود در سن یازده دوازده سالگی!!!!!!


آرام تر سکوت کن .... صدای بی تفاوتی هایت هلاکم می کند .
بالای صفحه
فرناز نخعی
تاریخ ارسال: 19 فروردین 1391 - 7:46 PM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 17 آذر 1390

پیام های ارسالی: 585
اعتبار: 493

3983 مرتبه در 664 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 2647 مرتبه تشکر کرده است.

جالبه که در مورد مریم دخترم هم ماجرای اولین رمانی که از نشر علی خونده شبیه داستان پردیس عزیزه. انگار همهء نوجوون ها با این رمان وصل شدن به دنیای رمان خوندن از نشر خوبمون!

فکر کنم حدود دو سال قبل بود که من تعریف غزال رو شنیدم و خریدمش. اون شب نشستم حدود 200 صفحه از کتابو خوندم و مریم امتحان داشت و طبق معمول دور و بر من و کتابم می پلکید و دل تو دلش نبود که بفهمه این رمان جدید که از در خونه وارد شده چیه و چه جوریه. آخر شب ازم پرسید نظرم چیه و من گفتم بد نبود. بعد رفتم خوابیدم. چند ساعت بعد بیدار شدم و دیدم یه چراغ تو خونه روشنه. فکر کردم مریم داره درس میخونه و گفتم برم براش میوه ای شیر قهوه ای چیزی ببرم.  رفتم دیدم نشسته و زل زده به کتاب غزال و نصفشو خونده و از چهره اش ذوق زدگی میباره! زورکی کتابو ازش گرفتم و فرستادمش بخوابه و بعد رفتم کتابو توی کمد زیر همهء رختخوابهای مهمون قایم کردم. فردا از سر کار اومدم و رفتم کتابو وردارم و بقیه اش رو بخونم دیدم نیست!!! مریم هم با قیافهء مظلوم نشسته بود سر درسهاش و ابراز بی اطلاعی میکرد! خلاصه اون روز کتابو پیدا نکردم و روز بعد مریم که رفت مدرسه من خونه بودم و همه جا رو ریختم بیرون و گشتم و بعد از چند ساعت تلاش کتابو تو جاکفشی دم در یافتم! لاش یه کاغذ بود که وروجکم روش نوشته بود: مامان جون دیشب خوندمش خیلی قشنگ بود ولی نذاشتم دم دست که بفهمی چقدر بده آدم تو خماری یه رمان نیمه کاره بمونه و مجبور بشه کلی دنبالش بگرده!!!

خلاصه مریم دو تا امتحانو گند زد که غزال بخونه و بعد هم تا مدتها در هر فرصتی میرفت کتابو ورمیداشت و ورق میزد و جاهایی رو که دوست داشت دوباره مرور میکرد که مبادا یادش بره! مطمئنم الان جزئیاتش بیشتر از فیزیک و هندسهء پیارسال یادشه!!! البته ناگفته نمونه که من اون موقع زیادی سخت میگرفتم که اول درس و بعد کارهای دیگه ولی الان تغییر رویه دادم چون دیدم وقتی با زور بشونمش سر درس هیچ نتیجهء مثبتی نداره و پیشرفتی حاصل نمیشه. به نظرم بهتره بذارم خودش هر وقت آمادگی داشت بره درس بخونه و بقیهء وقتش رو به جای این که زل بزنه به کتاب حسابان و هیچی نفهمه، اقلا بشینه رمان بخونه! اینجوری ترم قبل معدلش نوزده شده!


من برای متنفر شدن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم، چون دارم به کسانی محبت میکنم که دوستم دارند.
بالای صفحه
paradise
تاریخ ارسال: 19 فروردین 1391 - 9:06 PM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 24 شهریور 1390

پیام های ارسالی: 71
اعتبار: 27

528 مرتبه در 101 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 448 مرتبه تشکر کرده است.

ممنون از شریف عزیز.خانم نخعی داستان خیلی جالبی بود.دوستان یه چیز جالب بگم من در طول امتحانای ترم بیشترین رمان رو میخونم!خانم نخعی من ترم اول خیلی رمان خوندم اتفاقا مثل دختر شمام معدلم 19به بالا شد.واقعا باحال بود شب امتحان تاریخ(از دخترتون بپرسین تاریخ معاصر وحشتناکه)یه درس تاریخ می خوندم میشد یه ربع نیم ساعتشو رمان میخوندم!!خدا به داد نهایی برسه.سوم راهنماییم شب امتحان ریاضی داشتم هری پاتر میخوندم.جلد اخرش بود تازه هم به دستم رسید منم نیسشتم به خوندن.من از این رمانا چیزای بیشتری یاد گرفتم تا درسایی مثل عربی و تاریخ معاصر!گرچه همیشه اولویتم درسم بوده.


زندگی باور میخواد ان هم از جنس امید.که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد یک امید قلبی به تو گوید که خدا هنوز هست!
بالای صفحه
zary
تاریخ ارسال: 19 فروردین 1391 - 11:19 PM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 2 مهر 1390

پیام های ارسالی: 106
اعتبار: 35

801 مرتبه در 136 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 334 مرتبه تشکر کرده است.

 سلام دوستان

با طرح این سوال افکارم به.................... گذشته های نه چندان دور سفر کردو.......... به یاد  ان روزها....................احساس خوب وخوشی به من دست داد.

درست   به 17 سال پیش که رمان خوندن روبه طور حرفه ای شرو ع کردم. خوب یادمه رمان معروف پنجره اثر خانم فهیمه رحیمی که همیشه تو ذهن من نقش خاطره میزنه هیچ موقع از فکرو ذهنم پاک نمیشه...............

واما اولین رمانی که از نشر علی  عزیز خوندم  کتاب زیبای غزال بود که اون هم به زیبای هر چه تمامتر تو ذهن من نقش بست وریشه اش رو محکم کرد چرا که هیچ موقع از دوباره خوندنش سیر نمی شم وهر بار که نوید چاپ کتاب جدیدی رو میدن دلم ناخداگاه به سمت اسم خانم امیر جهادی عزیز میره وبا خودم میگم یعنی میشه یه شاهکار دیگه مثل      غزال و در امتداد حسرت   از  نویسنده محبوبم باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


مثل ساحل آرام باش ،تا دیگران مثل دریا بیقرارت باشند
بالای صفحه
المیرا بهارلویی
تاریخ ارسال: 20 فروردین 1391 - 11:16 AM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 21 دی 1390

پیام های ارسالی: 25
اعتبار: 34

198 مرتبه در 43 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 71 مرتبه تشکر کرده است.

اولین رمانی که من از نشر علی خوندم متاسفانه اصلا رمان جالبی نبود و ترجیح میدم اسمشو نیارم چون نمیخوام باعث ناراحتی نویسنده ی خوبش بشم. فرداش داشتم به یکی از دوستام میگفتم فلان کتابو از نشر علی خوندم و اصلا خوشم نیومد. هیچی نداشت نه شخصیت پردازیش جالب بود نه داستانش و خیلی بد بود. من تا حالا از این نشر چیزی نخونده بودم و فکر نکنم چنگی به دل بزنه. دوستم گفت پس خبر نداری چنگ که هیچی، تار و کمونچه هم به دل میزنه و حتی اگه لازم بشه گیتار و پیانو!!! خلاصه اون قدر از رمانهای نشر علی تعریف کرد که حسابی دهنم رو آب انداخت و بعد چند تایی که خودش داشت رو برام آورد مثل غرال، لبخند خورشید و ایلگار دخترم. یادم نیست کدومو اول خوندم ولی یادمه یکی از اون یکی قشنگتر بودن و هر چی خوندم بیشتر خوشم اومد و لذت بردم.

مرسی نشر علی عزیز.


از گذشته پند بگیر و برای آینده تلاش کن اما در امروز زندگی کن و از آن لذت ببر.
بالای صفحه
هدا
تاریخ ارسال: 20 فروردین 1391 - 7:51 PM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 25 دی 1390

پیام های ارسالی: 657
اعتبار: 79

3747 مرتبه در 827 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 3331 مرتبه تشکر کرده است.

سلام به همه دوستان از بزرگ تا کوچیک

من در مورد کتاب معتادم و اصلا یادم نیست که اولین کتابی که خوندم اسمش چی بود

ولی اولین کتابی که خوندم و با نشر علی آشنا شدم و اعتیادم در مورد این نشر شروع شد کتاب زییای غزال بود

و تا الان تمام کتاب های نشر علی و خریدم

 


مرا اویزان کنید!......سر و ته ......شاید فکرش از سرم افتاد
بالای صفحه
ف. سیادت
تاریخ ارسال: 21 فروردین 1391 - 10:57 PM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 30 آبان 1390

پیام های ارسالی: 29
اعتبار: 12

259 مرتبه در 34 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 173 مرتبه تشکر کرده است.

سلام خدمت همه دوستان خوب و گلم. درسته که کمی دیره ولی سال نوی همگی مبارک. اگه درست یادم باشه اولین کتابی که از نشر علی خوندم کتاب لحظه ای با ونوس بود کار خانم ر. اکبری که خیلی زیبا بود و نثر فوق العاده ای داشت و من جذب قلم ایشون شدم اما این اولین کتابی که خوندم نبوده چون اصولا من خیلی کرم کتابم و اصلا یادم نمیاد که اولین کتابم رو توی چه سنی خوندم و چند کتاب خوندم!! هر چی فکر میکنم یادم نمیاد باور کنید. ولی بعد از کتابهای خانم اکبری مشتری همیشگی نشر خوب علی شدم و اولین کتابم را هم به این نشر سپردم که با کمال خوشوقتی چاپ شد. 


انتهای راه، مرگ است ؛ تکامل در انتهاست ؛ هیچ چیز کامل نیست ؛ یک معادله با سه مجهول ( جیمز استفنر ) .
بالای صفحه
Nasim
تاریخ ارسال: 21 فروردین 1391 - 11:32 PM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 30 شهریور 1390

پیام های ارسالی: 13
اعتبار: 3

83 مرتبه در 19 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 27 مرتبه تشکر کرده است.

سلام به همگی.من خیلی خوب یادمه  اولین رمانی که خوندم رمان غزال بود.چهارده سالم بود و امتحان های خرداد رو با معدل خیلی خوب گذروندم و پدرم به عنوان جایزه معدلم رمان غزال رو به من هدیه داد. به نظرم بهترین و به یاد ماندنی ترین جایزه همون کتاب بود واون موقع به خودم گفتم  درس خوندن یه مزایایی هم داره.از اونجا بود که با نشر علی و کتاب های خوبش آشنا شدم و هنوزم که هنوزه بیشتر کتابام رو از نشر علی می خرم.

بالای صفحه
zary
تاریخ ارسال: 25 فروردین 1391 - 12:14 AM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 2 مهر 1390

پیام های ارسالی: 106
اعتبار: 35

801 مرتبه در 136 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 334 مرتبه تشکر کرده است.

 وااااااااااااااااااااااااااااااااااای خدای من............ توجه کردین  بیشترینها با

           غزال  وارد دنیای کتاب نشر علی شدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!


مثل ساحل آرام باش ،تا دیگران مثل دریا بیقرارت باشند
بالای صفحه
mahan.s
تاریخ ارسال: 26 فروردین 1391 - 12:01 AM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 26 بهمن 1390

پیام های ارسالی: 788
اعتبار: 249

5494 مرتبه در 987 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 2972 مرتبه تشکر کرده است.

من اولین کتابی که ازنشرعلی خوندم نوژن بودبعدبلافاصله تصادفی ایلگاردستم رسیدواینطوری شدم ازهوادارای انتشارات علی انصافا تاالان ناامیدوپشیمون نیستم مخصوصاحالا که کلی هم دوست همدرد(عاشق رمان )دارم.


درست متر کن ! آدم ها هم قد خودشان اند نه هم قد تصورات تو ********** ...... یه روزی ...... یه جایی ...... به هردلیلی اگرازته دل قلبت خندید برای من هم تعریف کن
بالای صفحه
م. بهارلویی
تاریخ ارسال: 26 فروردین 1391 - 11:17 PM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 15 شهریور 1390

پیام های ارسالی: 86
اعتبار: 25

694 مرتبه در 96 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 659 مرتبه تشکر کرده است.

دقیق نمی دونم که اولین کتاب چی بوده چون مدتها کتاب می خوندم و هیچ دقتی به اسم ناشر و... نداشتم اما مطمئنم که اولین کتابی که از نشر خوب علی خووندم و به اسم ناشرش هم دقت کردم کتاب خانم مهریزی مقدم، ساحل آرامش بود.


و حسبنا الله و نعم الوکیل آیه 173 سوره آل عمران
بالای صفحه
آیه
تاریخ ارسال: 29 فروردین 1391 - 12:09 AM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 28 فروردین 1391

پیام های ارسالی: 2
اعتبار: 3

19 مرتبه در 8 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 14 مرتبه تشکر کرده است.

سلام به دوستان محترم.اولین رمان های من مربوط به کتابهای فهیمه رحیمی مثل کوچه باغ یادها و بازگشت به خوشبختی میشه.توی انتخاب رمان خیلی سخت گیر بودم اگر کتابی قشنگ بود از نویسنده ای اجازه ورود به کتاب خونه شخصی ام را داشت وگرنه... آخرین کتابهای رمان ده سال پیشم،کتاب بسیار بسیار عالی آن نیمه ایرانی ام از صدیقه افشار بود....و دالان بهشت... و راز گل رز... با دنیای رمان خداحافظی کردم تا سه سال پیش... با کتاب خانم تکین حمزه لو(مهر و مهتاب)و کتاب مریم ریاحی(همخونه)و کتاب سیمین شیر دل (تلافی) با دنیای رمان آشتی کردم!!! بعد از اون در امتداد حسرت از نشر علی من را بیشتر به ادامه دادن سوق داد،رمانی جالب و تاثیر گذار.... اما غزال... اتفاقا پنجمین کتاب مورد مطالعه ام بود. از نشر علی کتابهای خانم مهریزی مقدم و خانم عبداللهی را دنبال کردم تا الان.عاشق قلم خانم عبدی هستم و تمام کتاب های خانم ر اکبری را تا الان دارم...... امید دارم نشر علی باعث بشه در دنیای خواندن رمان ماندگار شوم....                 مامان محمد جواد و محمد صادق

بالای صفحه
k!m!a
تاریخ ارسال: 29 فروردین 1391 - 2:39 AM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 28 فروردین 1391

پیام های ارسالی: 4
اعتبار: 1

19 مرتبه در 6 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 10 مرتبه تشکر کرده است.

منم درست یادم نیست اما یادمه یه دفعه کتاب ساغر،گلهای ارکیده،عاشقم باش رو گرفتم نمیدونم کدومو اول خوندم اما از اون ب بعد فقط کتابهای نشرعلی رو میخونم:دی


من برای متنفربودن از کسانی ک ازمن متنفرند وقتی ندارم زیرا درگیر دوست داشتن کسانی هستم ک مرا دوست دارند.
بالای صفحه
ماندانا
تاریخ ارسال: 30 فروردین 1391 - 3:00 AM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 5 بهمن 1390

پیام های ارسالی: 29
اعتبار: 16

262 مرتبه در 42 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 261 مرتبه تشکر کرده است.

اولین رمان که از نشر علی خوندم می تراود مهتاب بود که خیلی دوستش داشتم.

اولین کتاب هم که خوندم تاوان عشق از فهیمه رحیمی بود که خیلی دوستش داشتم.


زندگی زیباست ای زیباپسند .
بالای صفحه
mzm
تاریخ ارسال: 2 اردیبهشت 1391 - 9:49 PM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 17 آذر 1390

پیام های ارسالی: 189
اعتبار: 18

814 مرتبه در 192 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 732 مرتبه تشکر کرده است.

 سلام به دوستان عزیز و مدیریت محترم و نویسندگان گرامی 

من اولین کتابی که از نشر علی خواندم لحظه ای با ونوس بود ولی اولین کتابی که خواندم دریا بود 


دوستان پاک چوبهای خیسی هستند که با اتش نه می سوزند و نه خاکستر می شوند .
بالای صفحه
چهره
تاریخ ارسال: 2 اردیبهشت 1391 - 7:14 AM
عضو سایت
موقعیت: تهران
تاریخ عضویت: 7 بهمن 1390

پیام های ارسالی: 4
اعتبار: 2

30 مرتبه در 6 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 18 مرتبه تشکر کرده است.

با سلام به همسفران

اولین کتابی که من از نشر علی خوندم ایلگار دخترم بود که خیلی قشنگ بود و در اون زمان جزو بهترینها محسوب میشد و موضوع جدیدی داشت.

اولین رمانی که در عمرم خوندم پنجره از خانم رحیمی بود.


من از روییدن خار سر دیوار دانستم که ناکس کس نمیگردد ازین بالانشینیها
بالای صفحه
آنجلینا جولی
تاریخ ارسال: 2 اردیبهشت 1391 - 6:53 PM
عضو سایت
موقعیت: بالاتر از مریخ
تاریخ عضویت: 7 بهمن 1390

پیام های ارسالی: 4
اعتبار: 3

23 مرتبه در 5 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 17 مرتبه تشکر کرده است.

اولین رمانی که خواندم یکی از داستانهای هری پاتر بود که الان یادم نیست اول کدام را خوانده چون بعد ها همه جلدهایش را خواندم و لذت بردم.

اما اولین رمانی که از نشر علی خواندم نوژن بود و باعث شد جذب این انتشارات عالی شوم و از آن به بعد تقریبا بیشتر کتایهای نشر علی را خوانده ام و لذت برده ام.

برای نمایشگاه حتما خواهم آمد تا بتوانم کتابهای جدیدی را که در نمایشگاه عرضه میشوند تهیه کنم.

از شما متشکرم


هنر زیبا و ارزشمند است.
بالای صفحه
Maryaaam
تاریخ ارسال: 3 اردیبهشت 1391 - 3:12 AM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 20 شهریور 1390

پیام های ارسالی: 7
اعتبار: 1

37 مرتبه در 7 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 240 مرتبه تشکر کرده است.

سلام به دوستان عزیز

اولا چه موضوع جالبی ....دوما چه وجه اشتراک جالبی بین خیلی از ماهاس....

اتفاقا من هم اولین رمانی که از نشر علی عزیز خوندم رمان غزال بود....اون رمان و یکی از دوستام که خیلی هم اهل رمان نبود اواخر شهریور سال 87 به بنده که مثل خودش خیلی اهل رمان خوندن نبودم معرفی کرد و کلی هم تعریفش رو کرد و بعد یه مدت که دیگه ازش دل کنده بود داد تا من بخونم و من هم عاااااااشق اون رمان شدم و دیگه کتابش و  بهش ندادم و یه دلیل دیگه اینکه من عاشق این رمانم به خاطر شعر های بسیار زیبایی که از استاد مشیری داره....و این بود که من الان شدم یه رمان خون قهار و عاشق نشر علی و رمان های بی نظیرش که هر روز هر روز  تعدادشون بیشتر میشه....به همین خاطر هم از نشر علی و نویسنده های خوبش تشکر میکنم....مرسی که من و با دنیای شیرین خوندن کتاب بیشتر آشنا کردید.....

 


گوشهای خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه،آرزویی بکن...شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد....
بالای صفحه
نیوشا
تاریخ ارسال: 4 اردیبهشت 1391 - 5:41 AM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 5 بهمن 1390

پیام های ارسالی: 27
اعتبار: 6

78 مرتبه در 24 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 4 مرتبه تشکر کرده است.

انا جونی من امدم من انقدر رمان خوندمکه یادم نمی اید اولش چی بودولی فکر کنم گستره محبت بود که خیلی گریه کردم.

اولین کتاب این نشرهم غزال بود بعدازاونهم هرچی امد خریدم.


همیشه کامتان شیرین باشه به امید خدا.
بالای صفحه
زهرا هادیزاده
تاریخ ارسال: 6 اردیبهشت 1391 - 1:35 PM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 14 شهریور 1390

پیام های ارسالی: 102
اعتبار: 20

945 مرتبه در 155 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 935 مرتبه تشکر کرده است.

سلام دوستان

فکر می کنم اولین کتابی که خوندم قصه ی مریم بود.


گاهی فرار میکنم از فکر کردن به تو ، مثل رد کردن آهنگی که خیلی دوستش دارم .
بالای صفحه
Ana
تاریخ ارسال: 6 اردیبهشت 1391 - 10:10 PM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 22 دی 1390

پیام های ارسالی: 329
اعتبار: 96

2627 مرتبه در 456 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 2332 مرتبه تشکر کرده است.

سلام به همه هم تالاری های عزیز

دوستان عزیزم از بیان نظرات محترم و زیباتون خوشحالم و مراتب سپاس و قدر دانی را از شما دارم.

ظاهرا وجه اشتراک همه ما در آغاز به رمان خواندن یا آشنایی با این انتشارات, رمان زیبای غزال بوده و واقعا هم که در زمان خودش بی نظیر بود.

جا داره که از خانم امیر جهادی عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا و از مدیریت محترم برای همکاری جهت باز کردن این قسمت  تشکر ویژه داشته باشم.

دوستان عزیز,همونطور که مدیریت محترم هم اشاره کردن,مد نظر ما و هدف ما از باز کردن این قسمت این است که شما عزیزان اولین رمانی که از این انتشارات(تاکید میکنم از این انتشارات نه از دیگر نشرها)خواندید را بیان کنید یا بگید که با چه کتابی از این نشر با این انتشارات آشنا شدید.

پیشاپیش از همکاری شما در رعایت این نکته سپاسگزاریم.


هیچ کس همراه نیست.....تنهای اول
بالای صفحه
آيلار
تاریخ ارسال: 9 اردیبهشت 1391 - 10:33 AM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 5 اردیبهشت 1391

پیام های ارسالی: 4
اعتبار: 0

25 مرتبه در 4 ارسال مورد تشکر قرار گرفته.

سلام به همگی

اگرمنظور اولین کتاب از نشر علی باشه خوب باید بگم کتاب یک لحظه با ونوس واصلا"  من با این کتاب با نشر علی آشنا شدم فکرکنم سالهای 84 یا 85 باشه اگر اشتباه نکرده باشم .

ولی اگر منظور کلا" ا ولین رومانی باشه که خوندم یادم خواهر بزرگم خیلی کتاب میخوند و به هیچ کس هم نمیداد منم همینطوری یکی از کتابشو بدون اجازه برداشتم خوندم به اسم ( دزیره ) البته تواون سالها برام یکم سنگین بود ولی بلاخره خوندمش دلم خنک شد .


سخت است یکر نگ ماندن در دنیایی که مردمش برای ( پر رنگ ) شدن حاضرند هزار رنگ باشند
بالای صفحه
باران آبي 74
تاریخ ارسال: 11 اردیبهشت 1391 - 11:06 AM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 11 اردیبهشت 1391

پیام های ارسالی: 1
اعتبار: 0

5 مرتبه در 1 ارسال مورد تشکر قرار گرفته.

من با رمان زیبای غزال با نشر علی آشنا شدم و پس از آن دیگه این نشر محبوب و پربار رو رها نکردم


با تو ؛ من زنده ترین فلسفه پروازم
بالای صفحه
سعیده اساره
تاریخ ارسال: 12 اردیبهشت 1391 - 9:01 AM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 12 آذر 1390

پیام های ارسالی: 49
اعتبار: 3

218 مرتبه در 49 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 79 مرتبه تشکر کرده است.

سلام دوستان و همراهان همیشگی

جریان اولین رمانی که من از علی خوندم مربوط می شه به چیزی حدود 10سال پیش اگه اشتباه نکرده باشم همسفر زندگی بود (ادمین عزیزاگه اشتباه کردم لطفا تصحیحش کنید )الان اصلا هیچی از موضوعش یادم نیست فقط یادمه اونموقع ها من و وحیده دنبال یه انتشارات می گشتیم تا بلکه بتونیم داستانهامون رو به چاپ برسونیم  واسه همین هر کتابی که می خوندیم اول به شناسنامه ش و ناشرش نگاه می کردیم .دو یا سه سال بعد هم کتاب غزال رو خوندم که خیلی ازش خوشم اومد بعد که تو اوج نا باوریم داستانم مورد پذیرش نشر علی قرار گرفت شدم یکی از خواننده های پر و پا قرص علی و تا الان هشتاد در صد کتابهاشون رو خوندم وخیلی خوشحالم که  بالاخره منم عضو کوچکی  شدم  از این مجموعه

 

بالای صفحه
نارین
تاریخ ارسال: 12 اردیبهشت 1391 - 11:40 AM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 13 اسفند 1390

پیام های ارسالی: 24
اعتبار: 2

206 مرتبه در 38 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 346 مرتبه تشکر کرده است.

چقدر جالبه اغلب دوستان با غزال شروع کردند...

 

من هم یه روز رفتم کتابخونه و یه کتاب دیدم که اسمش غزال بود... اون موقع ها یه انتشاراتی دیگه روی بورس بود که خیلی تو چشم می اومد.. الان هم هست اما خوب دچار یه روزمرگی یا شاید بهتر بشه گفت رکود شده....

غزال خوندم و بعد ایلگار دخترم و لبخند خورشید و... خدا رو شکر من با بهترین کتاب ها با نشر علی شروع کردم.. کتاب های خیلی خوب... هرچند خیلی موقع ها هم کتاب ها دادم رو در اورده... اما خوب... کیفیت یه سری کارها اونقدر بالا هست که چشم بپوشی....

 


برای چشمانم که از آرزوی تو پر است...هزار پرنده نذر کرده بودم آزاد کنم...تا پرواز را از روی ریل های قطاری که از من دوره شده آغاز کنی...از روی سوت ایستگاه...
بالای صفحه
اسمونی
تاریخ ارسال: 15 اردیبهشت 1391 - 1:33 PM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 27 آذر 1390

پیام های ارسالی: 1
اعتبار: 1

5 مرتبه در 1 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 1 مرتبه تشکر کرده است.

سلام به همه همتالاری های عزیز من اولین کتابی که نشر علی خوندم درامتداد حسرت بود

بالای صفحه
pegah1377
تاریخ ارسال: 17 اردیبهشت 1391 - 11:16 PM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 16 اردیبهشت 1391

پیام های ارسالی: 1
اعتبار: 1

8 مرتبه در 1 ارسال مورد تشکر قرار گرفته.

منم مثل همه روز چهارشنبه سوری سال 89 کتاب غزال رو خریدم و تا فرداش تموم کردم اولین کتابم هم همخونه بود


زنـــــــدگی یکــــ آرزوی دور نیستــــ زنـــــدگی یکــــ جستــ و جوی کـــــور نیستــــ زنــــــدگی در پیلـــــــه ی پروانــــــه نیستــــــ زنــــــــــدگی کن.......زنــــــدگی افسانه نیستـــــ
بالای صفحه
zshinymoon
تاریخ ارسال: 12 خرداد 1391 - 1:59 PM
عضو سایت
تاریخ عضویت: 22 آبان 1390

پیام های ارسالی: 17
اعتبار: 4

79 مرتبه در 17 ارسال مورد تشکر قرار گرفته. 59 مرتبه تشکر کرده است.

تا اون روز فقط کتابای داستان کودکان خونده بودم واصلا با رمان آشنایی نداشتم اما اونقدر دوستانم در مورد غزال صحبت کردن که من کنجکاو شدم تا بخونمش مامان و بابام به مکه رفته بودن و من پیش خواهرم که ده سال از من بزرگتره بودم برای سارا از اون کتاب گفتم بعد چند روز بعدش وقتی از مدرسه اومدم دیدم این کتاب روی میزمه خوشحالی داشتن این کتاب مخصوصا اینکه کتاب اولم بود یک طرف  و هیجان سوپرایز شدن از طرف دیگه  دست به دست هم دادن و باعث شدن اون روز بشه یه روز به یاد موندنی توی زندگیم علاوه بر این  بعد ها هم باعث شد با یه دوست خیلی خوب آشنا بشم .


تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز، سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت ************* من به تو خندیدم چون که می دانستم تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پی تو تند دوید و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است من به تو خندیدم تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک دل من گفت: برو چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را ... و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام حیرت و بغض تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت
بالای صفحه

<<    <      >    >>
   صفحه:
1 2 3 

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند
0 عضو،   1 مهمان

نوشتن پیام اجباری نیست اما اگر می خواهید پیغامی همراه تشکر ارسال نمایید
در کادر زیر وارد نمایید.
 


  انصراف

لطفا متن گزارش را در کادر زیر وارد نمایید.
 


  انصراف

لطفا یکی از دو گزینه زیر را انتخاب نمایید.
 


  انصراف
 
صفحه اصلی | اخبار | راهنمای خرید | درباره ما | تماس با ما | جستجوی پیشرفته
تمامی حقوق این سایت متعلق به نشر علی است.

اجرا و پشتیبانی NikaIT